محمد حسن سمسار

262

جغرافياى تاريخى سيراف ( فارسى )

فارس دريافت ميكرد ، ديگر نميتوانست با چنين وضعى بندر تجارتى مهمى باشد . بعلاوه قاورد پس از تصرف كرمان كوشيد جزيره كيش را به صورت مركز بازرگانى خليج فارس درآورد . قاورد اين هدف را با از دست دادن فارس بيشتر دنبال كرد . جانشينان او نيز اين كار را جدى گرفتند . بويژه تورانشاه پادشاه سلجوقى كرمان كيش را براى جانشينى سيراف به خوبى مهيا ساخت . وصاف مينويسد : در همين زمان بنى قيصر در كيش به حكومت رسيدند . ابن بلخى مىنويسد : « بعد از آن پدران امير كيش مستولى شدند و جزيره قيس و ديگر جزاير بدست گرفتند ، و آن دخل كى سيراف را مىبود بريده گشت و بدست ايشان افتاد « 360 » . » بدين‌سان مىبينيم كه واپسين ضربه را بنى قيصر يا ملوك كيش بر پيكر سيراف وارد آوردند . همزمان با آشفتگيهاى نيمه قرن پنجم هجرى در فارس ، در جزيره كيش بنى قيصر كه حكام محلى جزيره بودند قدرت مىيافتند ، و پايه‌هاى حكومت خود را از راه دريا زنى استحكام مىبخشيدند . بنى قيصر كه بندر سيراف را رقيب نيرومندى براى كيش كه محل حكمرانى آنها بود مىديدند ، از اين آشفتگى استفاده كرده و كوشيدند كه سيراف را از صورت يك بندر مهم تجارتى خارج كرده و كيش را جانشين آن سازند . بنى قيصر كه از ثروت سرشارى كه نصيب بازرگانان سيرافى ميشد آگاه بودند ، از هيچ كوششى در راه انجام نظر خود كوتاهى نميكردند . و چون در آن آشفتگى و هرج و مرج نيروئى در برابر آنها وجود نداشت به زودى توانستند به مقصود برسند .

--> ( 360 ) - فارسنامه ابن بلخى .